فلسفه استفاده از نظام پیشنهادها

آنچه در نظام پیشنهادها به عنوان اهداف آرمانی و در حقیقت به‌ عنوان فلسفه به‌کارگیری آن مطرح است، افزایش توان سازمان در مقابل خواست‌های متغیر ذینفعان از طریق ارج نهادن به فضایل و توانایی‌های انسان و همسو کردن اهداف کارکنان با اهداف سازمان می‌باشد. به‌ طور کلی فلسفه بکارگیری نظام پیشنهادها را می‌توان به‌صورت زیر بیان کرد:

•ارج نهادن به فضایل و توانایی‌های انسان در محیط کار و برخورد با مشکلات کاری

•افزایش حس تعلق سازمانی در کارکنان

•هم سو کردن اهداف کارکنان با اهداف سازمان

•اشاعه فرهنگ مشارکتی و همکاری جمعی در حل مشکلات و بهبود روابط کاری و رفتار سازمانی

ویژگی‌های نظام پیشنهاد موفق

زماني يك نظام پيشنهادها موفق است كه بتواند زمينه حضور و مشاركت فعال تمامي پرسنل شركت را در ارايه پيشنهادها فراهم سازد و به شكلي طرح‌ريزي شود كه وضعيت سواد كاركنان و يا رده شغلي آنها مانعي براي مشاركت افراد نباشد. به‌طور كلي ويژگي‌هاي يك نظام پيشنهادهای موفق را مي‌توان به شرح زير بيان كرد:

•شركت فعال كليه كاركنان سازمان در ارايه پيشنهاد

• سهولت ارائه پيشنهادها از طريق فرم هاي مخصوص

•سهولت روش‌هاي ارزيابي و تعيين پاداش‌ها

•سمت‌گيري پيشنهادهاي ارايه شده به سمت پيشنهادهاي گروهي

• كم بودن زمان ارزيابي و دادن جواب به پيشنهاددهنده

•مشاركت پيشنهاددهندگان در اجراي پيشنهادها

•هم راستا بودن پیشنهاد با اهداف، وظایف و اختیارات سازمان و امور کاری پیشنهاددهنده و یا واحدهای مرتبط

•صرفه‌جویی در هزینه‌ها، بهبود کیفیت خدمات و یا بهبود سیستم‌ها در اثر اجرای پیشنهاد

اهداف نظام پیشنهادها

هدف از اجرای نظام پیشنهادها را به طور کلی ایجاد فضای مناسب برای مشارکت کلیه کارکنان در جهت تحقق اهداف سازمانی بیان می‌کنند. چنانچه بخواهیم تصویری روشن‌تر از اهداف و منافع اجرای این نظام ارائه دهیم، موارد زیر قابل ذکر هستند:

1.استقرار و توسعه محیط خلاق در تمامی سطوح سازمان

2.تقویت فرهنگ و حس تعلق سازمانی

3.گسترش حوزه تفکر، تعمیق و نهادینه نمودن بهبود مبتنی بر تغییر

4.گسترش سطوح یادگیری سازمانی

5. بهره‌گیری از پیشنهادهای سازنده و مؤثر سازمانی در راستای فعالیت‌های بهبود

6.شناسایی و تقویت منابع خوشفکر و خلاق

7.هم راستا سازی اهداف فردی و سازمانی

8.استفاده از راهکارهای حل مسئله با کمترین هزینه

9.مشارکت کارکنان در تصمیم‌سازی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها

10.آگاهی مدیریت از میزان توانایی‌های بالفعل و بالقوه کارکنان

11.ارج نهادن به شخصیت وجودی و شأن و منزلت انسان‌ها از طریق ایجاد فضای مناسب برای بروز خلاقیت‌ها و استعدادهای آنان

12.بهبود کار سازمان، افزایش بهره‌وری و کیفیت، کاهش هزینه ها و ضایعات

13. تقویت و بهبود ارتباط میان کارکنان و سازمان و ایجاد حس اعتماد متقابل

14.ایجاد شرایط مناسب برای کار و فعالیت و حذف موانع در مشارکت فراگیر کارکنان

15.افزایش انگیزش در کارکنان، تشویق روحیه کاری و افزایش قابلیت حل مسأله

16.اشاعه فرهنگ مشارکتی و همکاری دسته جمعی در حل مشکلات و بهبود روابط کاری و رفتار سازمانی

 

ما نیز با مشارکت دادن کارکنان در امر سازمانی می توانیم  نتایج و پیامدهای همه جانبه ای را برای سازمان و کارکنان آن فراهم آوریم. در نظام مشارکت سازمانی، مدیران و کارکنان به تبادل نظر با یکدیگر می پردازند و همین امر منجر به ایجاد محیطی دوستانه و توام با اعتماد اطمینان متقابل در سازمان می و شود. کارکنان با مشارکت در کارها، خود را در سود و زیان سازمان سهیم می سازند و همه تلاش خود را با کمک مدیران جهت افزایش کارآیی و اثربخشی سازمانی به کار می گیرند. در نظام مشارکت سازمانی، مدیران برای رسیدن به هدفهایشان با راه حلهای پیشنهادی بسیاری از سوی کارکنان مواجه می شوند که پس از ارزیابی آنها می توانند بهترین راه حل ممکن را انتخاب کنند. باید توجه داشت که در شیوه های مشارکتی، را ه حلهای پیشنهادی کارکنان اجرا شود و تشویق مناسب از پیشنهاد دهندگان به عمل آید. 

 

تاریخ آخرین بروزرسانی   :  1392-8-13 12:23    آمار بازدیدکنندگان   :  3253        برو بالای صفحه نسخه قابل چاپ